در حال بارگذاری ...
    
  • مدیر مدرسه ی امروز پاسخ گوی نیازهای فردا

    فرآیند یادگیری، بر جریان دو سویه ییادگیرنده –یاددهنده مبتنی است. در این مشارکت، هر دو سوی این جریان از یکدیگر می آموزند.

    در فرآیند یاددهی – یادگیری، یادگیرنده با راهنمایی یاد دهنده و مشاوره با او، به جستجوی اطلاعات مورد نیاز می پردازد و با روش حل مسئله، موفق به تبدیل اطلاعات به دانش می شود.

    این فرآیند الزاماً در محیط آموزشی رسمی رخ نمی دهد؛ بلکه محیط های غیر رسمی را نیز شامل می شود.

    با در نظر داشتن این پیش فرض، ارتباط میان محیط های آموزشی و نیازهای جامعه، به این دلیل ضروری است که نیازهای آموزشی درتمام سطوح، به دلیل سرعت روند توسعه ی جهانی و بازسازی اقتصادی درنظام های سیاسی و اهمیت دست یابی به دانش و اطلاعات لازم تغییرکرده است. این نیازها برای باز اندیشی در مهارت های ضروری نیروی کار آینده اهمیت زیادی دارد. به این سبب، با در نظر داشتن اهمیت هم گامی آموزش با نیازهای پیش روی جامعه ی پیرامون، مدیران مدارس باید در فرآیند جدید یادگیری – یاددهی از معلمان بخواهند مؤلفه های اساسی زیر را در نظر بگیرند:

     

    - آماده سازی دانش آموزان برای تصمیم گیری در موقعیت های پیچیده:

     یکی از چالش های مهمی که اغلب یادگیرندگان با آن مواجه اند، آشنا نبودن با مفاهیم انتزاعی و موقعیت های نا مطمئن است.

    اکثر محیط های آموزشی، مسئله های آماده ای برای دانش آموزان فراهم می آورند و از آن ها می خواهند که به حل این مسائل بپردازند. در صورتی که جامعه ی آینده، که با سرعت زیادی در حال تغییر است، مسائلی را شامل می شود که به ندرت تعریف مشخصی دارند.

    به این سبب، مدیران باید از معلمان بخواهند به دانش آموازن یاد بدهند که خود به جستجوی مشکلات بپردازند، اطلاعات لازم را جمع آوری کنند و بر اساس واقعیت های پیچیده و نامطمئن، تصمیم بگیرند.

    در مدرسه فردا، قدرت انطباق دانش آموزان با تغییرات مداوم محیط باید تقویت شود. از این رو، دانش آموزان باید مدام به آینده فکر کنند و خود را برای تغییرات آتی آماده سازند. به این ترتیب، اعتماد به نفس پیدا می کنند و هنگام مواجه با تغییر و تحول، حصار امنی را در اطراف خود احساس خواهند کرد.

     

    - ترغیب دانش آموازن به استفاده از شیوه ی کلّی نگری در تقابل با شیوه ی گسسته:

     امروزه در آموزش و پرورش اکثر کشورهای جهان، آموزش به رشته های علمی گوناگونی تقسیم شده است.

    هر یک از این رشته ها هم به صورت موضوعات خاص درسی طبقه بندی شده اند و در واحدهای جداگانه ای در مدارس ارائه می شوند.

    در صورتی که جامعه ی فردا، با توجه به توسعه ی پیش روی، نیازمند فهمی کلی نگر از تمام زمینه های علمی است.

    برای آن که دانش آموازن بتوانند به فهمی جامع تر از واقعیات پیچیده ای که در حال و آینده با آن مواجه اند، دست یابند، باید به روی کرد کلی نگری و جامع اندیشی روی آورند. در نتیجه، مدیران باید از معلمان بخواهند در کلاس درس، همه جانبه نگری را به جای یک سو نگری در میان دانش آموزان تقویت کنند.

     

    - تقویت توانایی دانش آموزان برای جستجوی اطلاعات، تبدیل آن به دانش و استفاده از آن:

     ادامه ی رشد و توسعه ی علمی کشور در آینده ای نزدیک، به ظهور تقاضاهای جدیدی در نیروی کار می انجامد.

    پاسخ به این تقاضا و تربیت نیروی انسانی توانمند، نیازمند آموزش های متفاوت است.

    آموزشی که توانایی یادگیرندگان را برای دست یابی، ارزش یابی، اقتباس و به کارگیری دانش افزایش بخشد و ضمن ترغیب آنان به تفکر خود محور، مشارکت با دیگران و قضاوت های مناسب را در آن ها تقویت کند.

    به این سبب، مدیران باید از معلمان بخواهند با استفاده از روش های نو و فن آوری های مناسب، دانش آموزان را در کسب مهارت ها و توانایی های مورد نیاز برای جستجو گری و دریافت و تحلیل اطلاعات و تبدیل آن به دانش یاری کنند.

    شواهد نشان می دهد وقتی معلمان دانش خود را در زمینه ی موضوع درس و شیوه ی یادگیری دانش آموز به کار می بندند، به کارگیری فن آوری اطلاعات بیش ترین اثر را بر پیش رفت شاگردان دارد.

    هنگامی که دانش آموزان در فهم و درک خود در زمینه ی استفاده از نرم افزاری خاص، در کار فردی یا گروهی یا کلاسی، به کنجکاوی (تردید) کشیده می شوند، شاهد این پیش رفت خواهیم بود.

     
     - تشویق دانش آموزان به کارهای گروهی:

     یکی از مؤلفه های مهم توسعه ی جهانی، توانایی مشارکت در کارهای گروهی است. برای این منظور، دانش آموزان باید مهارت های جدیدی را در زمینه ی پویایی گروه، مصالحه و سازش، بحث، تشویق، سازمان دهی، رهبری و مدیریت کسب کنند. این درست بر خلاف نگرش سنتی است که در آن، دانش آموزان به موفقیت های فردی تشویق می شوند.

    توانایی ذهنی محدود انسان، تفاوت در توانایی ها و مهارت ها، محدودیت زمانی و تضمین کیفیت آموزش از جمله دلایل ضرورت تشویق دانش آموزان به کار گروهی در کلاس درس است. به این سبب، مدیر مدرسه باید از معلمان بخواهد با استفاده از شیوه ی مشارکتی، به تقویت روحیه ی کار گروهی در کلاس درس بپردازند.

     

    - تشکیل گروه های مجازی و شبکه ای:

     معلمان با رهنمودهای مدیر مدرسه باید علاوه بر تشویق دانش آموزان به انجام دادن کارهای گروهی ، کارکرد گروه های مجازی و شبکه ای را نیز به آن ها بیاموزانند. یادگیری مشارکتی به کمک رایانه و شبکه های ارتباطی، با مرتبط ساختن اندیشه های افراد، تصمیم گیری های گروهی، ثبت دلایل انتخاب و تسهیل در فعالیت های جمعی، بر پیشرفت عمل کرد دانش آموزان می افزاید.

    برای مثال، با استفاه از فن آوری های ارتباطات و اطلاعات پیش رفته می توان از فعالیت های هم زمان و غیر هم زمان بهره مند شد. از فعالیت های هم زمان می توان به منطق های زمان واقعی، که از طریق ابزارهای صوتی، نمایشی، تصویری و وب سایت ها پخش می شود، آزمون ها و مباحثه های گروهی اشاره کرد که در یک زمان، اما با مکانی متفاوت یا مشابه، رخ می دهند. در مورد فعالیت های غیر هم زمان نیز می توان از آرشیوهای صوتی یا تصویری و مواد آموزشی نام برد که در تمام زمان ها و مکان ها قابل استفاده اند.

     

    - داشتن روحیه ی انعطاف پذیری و خلاقیت:

     مدیر باید از معلمان بخواهد در شیوه های یادگیری و به منظور تطبیق دادن آن ها با نیازهای دانش آموزان، با انعطاف پذیری تنوع ایجاد کند.

    راز موفقیت یک آموزگار موفق، خلاقیت او در پیدا کردنراه های بدیع برای آموزش و مطرح کردن سؤال هایی است که خستگی را از دانش آموزان می گیرد و ذهن بچه ها را به خود مشغول می کند. دارا بودن این ویژگی در معلم های ابتدایی، بسار مهم تر از معلم های دوره های دیگر است؛ زیرا دانش آموزان در این دوره، در حال به دست آوردن اولین تجربیات از مدرسه هستند. به این سبب، اگر معلم از آن ها تنها جواب های خشک و خالی کتاب ها را بخواهد و راه را بر هر جواب دیگری ببندد، اولین ضربه را به ذهن آماده ی یادگیری آن ها وارد می کند. در صورتی که پیدا کردن راهی تازه برای آموزش، استفاده از وسایل کمک آموزشی و تغییر فضای خالی کلاس، حتی با یک گلدان گل، شوق آموختن و خلاقیت را در کودکان دو چندان می کند. نقاشی مفاهیمی که آموخته اند، درست کردن کاردستی برای مفاهیم درسی و حتی آوردن کتاب تازه ای به کلاس و خلاصه گویی و خلاصه نویسی آخرین داستانی که خوانده اند، ذهن آن ها را در مورد مفهوم خشک آموزش تغییر می دهد. با این کار، معلم می تواند از دانش آموزان خود برای تغییر درست مسیرهای آموزشی استفاده کند.

     

    نتیجه گیری

    در الگوهای جدید مدیریت مدرسه ی فردا، مؤلفه های تأکید بر مفاهیم انتزاعی، استفاده از شیوه ی کلی نگری در مقابل با شیوه ی گسسته، تقویت توانایی دانش آموزان در کسب دانش و استفاده از آن، تشویق دانش آموزان به کارهای گروهی، استفاده از گروه های مجازی و شبکه ای و ایجاد انعطاف در نظام آموزشی بسیار حایز اهمیت است.




    مطالب مرتبط

    ساخت کلاه ایمنی هوشمند توسط دانش آموزبیرجندی

    ساخت کلاه ایمنی هوشمند توسط دانش آموزبیرجندی

    صادف پدر سخت اورا آشفته کرده بود هر لحظه با خود می اندیشید اگر اتفاقی برای پدرم می افتاد چه می کردم دائم صحنه را برای خودش مرور می کردیازده سالش بود ولی این اتفاق چنان تاثیری در روحیه اش گذاشته بود که نمیتوانست آن را لحظه ای از ذهنش دور کند باخود می اندیشید اگر دایی من نبودکه ...

    |

    نظرات کاربران