در حال بارگذاری ...
  • دست نوشته و شخصیت

    هر یک از ما دست نوشته ای مخصوص داریم. همان طور که اثر انگشت هیچ دو انسانی در طول تاریخ شبیه هم نبوده

     

     

     

    دست نوشته و شخصیت

    قسمت اول

     

     

    (Graphology)

     

    غلامرضا طاهریان

     

    مدرس انجمن خوشنویسان ایران – شعبه سمنان

     

    کلیات

     

    هر یک از ما دست نوشته ای مخصوص داریم. همان طور که اثر انگشت هیچ دو انسانی در طول تاریخ شبیه هم نبوده ، دست نوشته هیچ دو انسانی نیز شبیه هم نبوده و نخواهد بود . ما در طول زندگی و در شرایط مختلف سنی ، دست نوشته های متفاوتی داریم. در کودکی تحت تأثیر عوامل محیطی مثل دست نوشته معلم، دست نوشته والدین و اطرافیان ، نوع خط کتب درسی و غیردرسی، ابزار و وسایل مورد نیاز نوشتن و هم چنین عواملی چون فطرت ، ژن ، توارث و حتی نوع فیزیک بدن قرار می گیریم . ویژگی های شخصیتی و اخلاقی کودکان در طول زمان به تدریج شکل می گیرد . اینکه کدام عامل در شکل گیری دست نوشته مهم تر و موثرتر است خیلی معلوم نیست .

    تمام  دانش آموزان یک کلاس کم و بیش از تدریس یک معلم یا معلمان واحدی بهره می برند. کتابهای مشترکی را با فونت یکسانی مشق می کنند . به طور معمول از ابزار مشابهی استفاده می کنند ؛ تحت تعلیم یک شیوه آموزشی قرار می گیرند ؛ پس چگونه است که در نهایت دارای دست نوشته های متفاوت می گردند. قطعاً چیزی از درون آنها را به سمت و سوی خاصی می کشاند که برخی از آنها قابل بررسی و شناخت بوده و برخی دیگر نه .

    بعضی از بچه ها از همان ابتدای کار قلم را خیلی خوب در دستان خود می گیرند و با مهارت قلم را روی کاغذ به حرکت در می آورند و فشار مناسبی به آن وارد می کنند . در اینجا سئوالاتی مطرح می گردد . آیا خوب دست گرفتن قلم امری فطری است ؟ آیا اتفاقی است ؟ تحت تأثیر محیط بوده یا ژنتیکی است ؟ و یا ترکیبی از موارد فوق؟

     

     

    طبقه بندی بقراط

    بقراط خون انسان را آمیزه ای از چهار خلط میداند و مزاج و طبع بشر را بر حسب تسلط یا برتری یکی از آن چهار خلط در خون طبقه بندی می کند و برای هر یک از این طبقات ویژگی های خاصی بر می شمرد . این طبایع به نظر بقراط به شکل زیر طبقه بندی می شوند :

    1. صفراوی مزاج ها : این گروه بسیار فعّال و برتحرّک هستند. رفتاری قاطع و صدایی آمرانه دارند و دارای نگاهی نافذ می باشند . بسیار پر انرژی و با اراده هستند . مرد عمل و کارهای بزرگ و پر خطر می باشند . شجاع ، مصمّم ، استوار و بلند پروازند . بر خود و دیگران سخت گیرند و از فرمان دادن لذت می برند .
    2. عصبی مزاج ها  : این افراد حساس و بیش از حد تأثیر پذیرند . از نظر فیزیکی معمولاً ضعیف هستند . وابستگان این طبقه اگر طبعی توسعه طلب و مترقی داشته باشند می توانند متفکّر ، محقّق و مبتکر باشند و اگر طبعی منزوی و مغلوب داشته باشند می توانند آشفته ، مضطرب، ناراحت و تیره بخت باشند .
    3. دَمَوی مزاج ها : مردمانی هستند با چهره ی گشاده و شوخ و شنگ، خوش برخورد، خوش بین و خوش رفتار . معمولاً زیاد صحبت می کنند و پرخور هستند. خیلی آسان ارتباط برقرار کرده و آسان قطع ارتباط می کنند . سازگاری آنها با محیط زیاد است و انعطاف فراوانی دارند . غصه ی گذشته را نمی خورند و نگران آینده نیستند . و به طور کلی کمی سطحی هستند.
    4. لنفاوی مزاج ها : افراد این گروه تقریباً عکس گروه صفراوی مزاج ها هستند . دارای حرکاتی کند و یک نواخت اند . کم تحرّک و بی رمق هستند . دیر تصمیم می گیرند . بی خیال و بی تفاوت اند. افراد سطح بالای این گروه بسیار صبور و خون سرد می باشند .

    آیا این طبع کودکان است که دست نوشته آنان را شکل می دهد ؟ اگر چنین است ، این طبع چیست ؟ چگونه شکل می گیرد و تحت تأثیر چه عواملی است ؟ نقش محیط در این رهگذر چه می باشد ؟ و سئوالات بی شمار دیگر .

    نگارنده ی این سطور باور دارد تمامی این عوامل در شکل گیری دست نوشته ی کودکان نقش دارند. هر چند نقش هر یک از عوامل به اقتضای شرایط می تواند کم رنگ یا پر رنگ شود .

    به نظر روان شناسان دست نوشته ی هر فرد نوعی رفتار است و هر رفتاری برون فکنی درون فرد است. هیچ پدیده ای در جهان هستی اتفاقی نیست . هر چیزی در جهان دارای پایه های علمی است . چه شناخته شده باشد چه نشده باشد . دست نوشته ی ما حاصل یک سیستم سازماندهی شده و دارای پایه های علمی است . می توان آن را تجزیه و تحلیل نموده و ما هیت آن را مشخص کرد .

    مغز و دست نوشته

    در نگاه اول چنین به نظر می رسد این دست است که می نویسد و معمولاً دست نوشته را حاصل حرکت و تلاش دست می دانیم . در حالی که چنین نیست . حرکت و کیفیت دست و انگشتان فقط بخش کوچکی از کیفیت دست نوشته را تعیین می کند . بخش و نقش اصلی آن بر عهده ی مغز است . این مغز است که خط را می نگارد و دست و انگشتان فقط ابزار و وسیله ای هستند که طرح و ایده های مغز را اجرا می کنند . اگر فردی به هر دلیل ، دستی را که با آن    می نویسد از دست داده و ناچار شود از دست دیگر خود یا حتی در مورد افراد معلول و فلج، از پا ، مچ دست ، بازو و یا دهان استفاده کند ، همان حالت و گرایش های اصلی خطش در پانوشته ها یا دهان نوشته هایش پدیدار خواهند شد . هر چند این نوشته ها به روانی و صافی دست نوشته های پیشین نخواهند بود اما روح و نشانه های اساسی دست نوشته معمول را با خود خواهند داشت.

    ابن مقله دانشمند شیرازی – اولین شهید تاریخ خوشنویسی بعد از اسلام – وزیر خلافت عباسی بوده است . او یکی از بزرگ ترین و تأثیرگذارترین شخصیت ایران در ابداع و شکل گیری خطوط شش گانه محقق ، ریحان، ثلث ، نسخ ، توقیع و رقاع می باشد . ابن مقله این شش خط را با کمک برادرش از خط کوفی استخراج نموده و خطوط رایج فعلی به خصوص خط نستعلیق که عروس خط هاست حاصل ذوق ، تلاش و نبوغ این دانشمند و هنرمند ایرانی است.

    ورود ابن مقله به سیاست باقتضای منصب وزارت او را به مقابله و رویارویی با خلیفه   می کشاند تا جایی که خلیفه دستور می دهد دست راستش را قطع کنند . خلیفه می داند حیاتی ترین و با ارزش ترین بخش فیزیکی نگارش برای یک خوشنویس آن هم در سطح ابن مقله دستی است که با آن می نویسد ، پس ابن مقله را به شدیدترین شکل ممکن مجازات و دست راستش را قطع می کنند .

     نقل است ابن مقله قلم را به بازو می بندد و خوشنویسی را ادامه می دهد و در دوره ای از عمر خویش با دست چپ می نویسد . حاصل این دوران آثاری است که تفاوت چندانی با آثار پیشین او که با دست راست تحریر شده اند ندارد . اگر چه آثار این دوران صلابت و استحکام آثار گذشته را ندارند امّا روح ، ساختار و شاکله خط از جهت سبک و سیاق تغییر نکرده است . بعدها دست چپ او را نیز  قطع می کنند  و  سپس  زبانش را و در نهایت  او را به شهادت می رسانند.

    نقل این داستان تلخ بیان گر این واقعیت است که مغز آدمی است که خط می نویسد و دست صرفاً فرمانبردار مغز اوست .

     

    کودکان و نقاشی

    کودکان قبل از نوشتن با نقاشی آشنا می شوند . در نقاشی کودکان دو عنصر حیاتی به چشم می خورند که هر یک از آنها در جای خود قابل بررسی است : یکی طرح و نقش ها و دیگری رنگ ها است . کودک در پرداختن به هر دو زمینه درواقع درون خود را آشکار می سازد.

     خصوصیات شخصیتی و روانی خود را بیرون می ریزد . ضمیر خود آگاه و ناخود آگاه خود را به تصویر می کشد . نقاشی کودکان نوعی رفتار است . گاهی بیان درون است . گاه  درخواست ارتباط، مواقعی درخواست کمک و زمانی صرفاً بازی و سرگرمی . نقاشی کودکان با زبان خاص خودشان صورت می گیرد و فهم این زبان در بیشتر اوقات خیلی آسان نیست به ویژه برای آنان که اهل فن نیستند . این زبان پر از راز و رمز ، پر از پیچیدگی و ابهام است . پر از کلید و نماد و اسطوره است و درک و دریافت این نشانه ها اغلب در توان بزرگ ترها نیست . اما عدم درک و دریافت بزرگ ترها چیزی را عوض نمی کند . کودک نقاشی می کند و نقاشی کودک درواقع خود کودک است که با  زبانی رنگین  بیان شده است. برخی از ویژگی های شخصیتی و روانی کودک که در برخوردهای عادی روزانه و از راه ارتباط مستقیم قابل شناسایی نیست و بیشتر در بر دارنده ی ضمیر ناخودآگاه کودک است در نقاشی های او قابل درک و شناسایی و بیان است. کودک آنچه را که نمی تواند با کلمات بگوید با نقاشی شرح می دهد .

    والدین ، مشاوران و معلمان می توانند با استفاده از نقاشی به دنیای کودکان نزدیک تر شوند . از آنان شناخت بیشتری پیدا کنند و به درخواست ها و سئوالات بر زبان نیامده اشان پاسخ مناسب دهند . کودک در هنگام نقاشی و ذهن و ضمیر خود را سازماندهی کرده و سپس بیان می کند . او آزادانه و به طور کامل از طریق سمبول هایی مانند خورشید ، آب ، درخت ، پروانه ، مادر ، هواپیما و ... با ما صحبت می کند . بنابراین بسیار مهم است که با اشتیاق تمام نقاشی کودکان را مشاهده کنیم و به دنبال کشف پیام آنها باشیم . کودکان در هنگام نوشتن حالات متفاوت و منحصر به فردی دارند . نحوه ی گرفتن کاغذ ، انتخاب نوع کاغذ ، برگزیدن ابزار نقاشی ، نحوه ی نشستن ، نحوه ی دست گرفتن قلم ، سرعت کار ، طرح ، شکل و رنگ ها هرکدام در کودکان متفاوت است و هر یک از این ها می تواند به عنوان یک نشانه شخصیتی مورد تحلیل و شناخت قرار گیرد . در این میان تحلیل رنگ هایی که کودکان در نقاشی خود از آن استفاده می کنند می تواند ساده تر و در عین حال موثر و مفید مورد بررسی قرار گیرند.




    مطالب مرتبط

    نظرات کاربران