در حال بارگذاری ...
  • میمون بی ادب

    داستان کودکانه و آموزنده میمون بی ادب را در ادامه بخوانید. این داستان کوتاه کودکانه ، برای رده سنی مهد کودک و پیش دبستانی مناسب است.

     یکی بود یکی نبود دریک جنگل بزرگ چندتا میمون وسط درختها زندگی میکردند در بین آنها میمون کوچکی بود به نام قهوه ای که خیلی بی ادب بود.

    همیشه روی شاخه ای می نشست وبه یک نفر اشاره میکرد وباخنده میگفت اینوببین چه دم درازی داره اون یکی رو چه پشمالو وزشته وبعد قاه قاه می خندید.

    هر چه مادرش اورانصیحت میکرد فایده ای نداشت.

    تااینکه یک روز درحال مسخره کردن بود که شاخه شکست وقهوه ای روی زمین افتاد.

     مادرش اوراپیش دکتریعنی میمون پیربرد.

    دکتر اورامعاینه کرد وگفت دستت آسیب دیده  و توباید شیرنارگیل بخوری تا خوب شوی.

     چند دقیقه بعد قهوه ای بقیه میمونها را دید که برایش شیر نارگیل آورده بودند.

    اوخیلی خجالت کشید وشرمنده شد وفهمید که ظاهر وقیافه اصلا مهم نیست بلکه این قلب مهربونه که اهمیت داره، برای همین ازآن ها معذرت خواهی کرد وهیچوقت دیگران را مسخره نکرد.




    مطالب مرتبط

    اسب سواری – دوزبانه فارسی و انگلیسی

    اسب سواری – دوزبانه فارسی و انگلیسی

    داستان کودکانه کوتاه و خنده دار اسب سواری به دو زبان انگلیسی و فارسی را در ادامه بخوانید. از این داستان ساده انگلیسی به همراه ترجمه، برای تقویت زبان انگلیسی و آموزش زبان ...

    |

    سگ ولگرد و استخوان – فارسی و انگلیسی

    سگ ولگرد و استخوان – فارسی و انگلیسی

    قصه کودکانه و جالب سگ ولگرد، داستانی آموزنده و سرگرم کننده برای کودکان است که به صورت داستان دو زبانه همراه با متن انگلیسی و فارسی توسط تیم کودک سیتی برای شما تهیه و ...

    |

    خرس

    خرس

    یک روز زمستانی، برف همه ی جنگل سبز را سفید کرده بود طوری که دیگر هیچ گیاه و سبزه ای دیده نمی شد و  تقریبا هیچ چیزی برای خوردن پیدا نمی شد. هوا آنقدر سرد بود که برفها و ...

    |

    میمون بی ادب

    میمون بی ادب

    داستان کودکانه و آموزنده میمون بی ادب را در ادامه بخوانید. این داستان کوتاه کودکانه ، برای رده سنی مهد کودک و پیش دبستانی مناسب است.

    |

    نظرات کاربران