در حال بارگذاری ...
  • نقش مهد کودک و پیش دبستانی در تربیت کودک

    تربیت کودک را باید از همان‌آغاز تولد و حتّی‌از دوران جنینی شروع کرد ، زیرا «شخصیت کودک در همان پنج سال اول پایه ریزی می شود » . از اهداف مهم تعلیم و تربیت فرزند ، آماده سازی او برای زندگی در اجتماع و تعقیب اهداف الهی جامعه است .

    کانون خانواده نخستین نهاد اجتماعی است که کودک در آن پرورش می یابد و می آموزد که چگونه رفتار اجتماعی داشته باشد . در محیط های اجتماعی نظیر مهد کودک ، نهادهای دیگری به جز خانواده در آموزش هنجارها و ارزش ها به فرزندان دخالت دارند و با افزایش سن کودک به مرور از نقش خانواده ها کاسته و بر نقش این کانون ها در الگودهی به شخصیت کودک افزوده می شود . مهد کودک برای بچّه ها عموماً جذابیتی بیش از خانه و خانواده دارد و نیز نقشی بسیار اساسی و مهم در تربیت کودکان ایفا می کند . تأثیر پذیری کودکان در مهد کودک به مراتب بیشتر از خانه و خانواده است . اگر مربیان ، افرادی آموزش دیده ، کارآمد و متخصص در زمینه تربیت کودکان باشند ،خواهند توانست به بهترین شکل ممکن کودکان را تربیت کنند . از سوی دیگر بنا به گزارش مؤسسه ملی " بهداشت و توسعة رفتار کودکان " بچّه هایی که بین سال های دوم تا چهارم زندگی در مهد کودک هستند نسبت به سایر کودکان، آموزش زبان و حافظه بهتری دارند ، لذا بر آن شدیم مقاله ای تحت عنوان " نقش مهد کودک و پیش دبستانی در تربیت کودکان " را به همکاران و والدین عزیز تقدیم نمائیم . ظهور مراکز پیش دبستانی :وظیفه آموزش این است که ذهن های خالی را به ذهن های باز تبدیل کند نه به ذهن های پر (مالکولم فوریس) .

    افلاطون در حدود قرن سوم قبل از میلاد معتقد بود :

    آموزش در دوران اولیة کودکی امری اجتماعی است و باید در این سنین کودکان را از والدین شان جدا کرد و جهت مراقبت و تعلیم به مؤسسات اجتماعی سپرد . ظهور مراکز پیش دبستانی و مهد کودک ها حاصل تحقیقات و مطالعات بزرگان تعلیم و تربیت چون دیویی در آمریکا ، کلاپارد در سوئیس ، مونته سوری در ایتالیا و دکرولی در بلژیک و ... می باشد که همگی از آموزش سنتی انتقاد کرده و در آموزش و پرورش جدید بر اساس شناخت عالم کودکی هم رأی و هم صدا بودند . هم چنین تحقیقات لورنر (1873) مطرح کرد : تمرین و آموزش باید در زمان معین و مشخصی صورت گیرد و مسالةدوران حساس را در رشد انسان عنوان کرد و این که زمان ،  عامل پدید آمدن دوران حساس است ، یعنی کودک را باید در زمان مناسب وقتی که برخوردهای محیطی بیشترین تأثیر را در شکوفایی استعدادهای ذاتی کودک می گذراند آموزش داد . اما وقتی بنجامین بلوم (1964) بیان کرد که 50% رشد هوشی بین تولد تا 4 سالگی ، 30% بین 4 تا 8 سالگی و 20%  از 8 تا 17 سالگی می باشد و محیط سرشار و غنی فرهنگی در افزایش رشد هوشی تأثیر بسزایی دارد و با بزرگ شدن کودک ، محیط تأثیر پذیری خود را از دست می دهد ، اهمیت توجه به آموزش و پرورش پیش از دبستان بیش از گذشته مطرح شد . این مراکز با اهداف مشخص تأسیس شده اند ،هر چند که هدف کلی آموزش و پرورش رسانیدن انسان به فلاح و قرب به خدا است . اما در آموزش و پرورش پیش از دبستان علاوه بر این هدف،رشد همه جانبة کودکان مدنظر است که‌دارای چندزیرمجموعه می باشد و از اصلی ترین این اهداف می توان به توسعة مهارت های شناختی ، فیزیکی ، زبان شناختی ، عقلانی ، عاطفی ،اجتماعی و شخصیتی کودکان رده 5- 2ساله اشاره کرد . هر چند مراکز پیش دبستانی و از جمله مهد کودک ها با هدف اولیة نگهداری کودکان راه اندازی شدند ، اما با گذشت زمان به نهاد آموزشی تبدیل شدند ، زیرا کارشناسان متوجه شدند که یادگیری اولیة رفتارها و روابط اجتماعی ، زبان های خارجی ، نقاشی ، موسیقی و کارهای دستی ، اگر از کودکی آغاز شود نه تنها بازده بیشتری در روند فراگیری دارد ، بلکه کودک را ازنظر زمانی به پیش می برد و ارزش های مهمی چون صداقت ،نوع دوستی ، محبت ، استقلال ، عطوفت ، سازگاری و هماهنگی با جامعه به او آموخته می شود . وضعیت مهدکودک ها و مرکز پیش دبستانی در ایران و جهان :بر اساس آخرین آمار اعلام شده از سوی سازمان ثبت احوال کشور ، 6 میلیون و 812  هزار و554 کودک زیر6 سال در کشور وجود دارد که باید به مراکز پیش دبستانی بروند . این در حالی است که در سال گذشته فقط 481  هزار و 738 نفر ، یعنی حدود 7 درصد این کودکان به مهد کودک رفته‌اند و جالب اینجاست که از این تعداد فقط 8/0 درصد دارای مادران خانه دار هستند ، یعنی بقیه از سر اجبار و به دلیل شاغل بودن مادر ، به مهد کودک پا گذاشته اند . قرار است این رقم تا پایان برنامة چهارم توسعه به 20درصد برسد . یعنی فرهنگ آموزش پیش از دبستان چنان کم رنگ در جامعه پیشرفت می کند که مسئولان با هزار تمهید و برنامه ریزی امیدوار هستند که تا سال دیگر فقط20 درصد از کودکان را به سوی محیط های آموزش ویژة کودکان زیر هفت سال راهی کنند . این در حالی است که اگر چشم بر آمار عجیب و غریب کشورهای پیشرفته ببندیم ، می بینیم که در کشوری نظیر کوبا بیش از 95 درصد از کودکان زیر هفت سال تحت آموزش قرار دارند .در حال حاضر 10 هزار و 611 مهد کودک در سراسر کشور وجود دارد که حدود 9 هزار از این تعداد در اختیار بخش خصوصی است . در هر حال هدف اصلی در آموزش پیش دبستانی پرورش انسان هایی با ویژگی های مطلوب انسانی است . اهمیت و ضرورت آموزش پیش از دبستان : براساس یافته های روان شناسی و علوم تربیتی، سال های پیش از دبستان در رشد و تربیت کودکان نقش اساسی و تعیین کننده ای دارد. در این دوران حساس و مهم، یادگیری‌کودکان عمیق تر،‌سریعتر و آسان تر انجام می شود.توانایی های آنان درجنبه های مختلف رشد شکوفا می شود و پایه های اصلی شخصیت آنها شکل می گیرد.بر همین اساس بسیاری از پژوهشگران و سیاستگذاران امر آموزش، روی آموزش ها و آموزش مهارت های پیش دبستانی و دبستان تأکید دارند و از این بین تأکید ویژة آنها بر آموزش زبان مادری ، ریاضیات و مهارت های هوشی- هنری است .آنها معتقدند حذف آموزش مهارت هایی چون آواشناسی کلمات که عامل مهمی جهت شناسایی درست حروف و درنتیجه کلمات است ، آموزش اطلاعات عمومی و زبان دوم و آموزش صحیح رفتارهای اجتماعی باعث دلزدگی از ورود به مدرسه و درنهایت افت شدید تحصیلی در میان دانش آموزان می شود. پژوهشگران معتقدند بروز ناهنجاری های رفتاری- آموزشی چون ناتوانی در درک مفاهیم آموزشی، بی قراری و شیطنت در کلاس، بیش فعالی، بی نظمی در انجام تکالیف یا رفتارهای شخصی، فرار از مدرسه، تکرار پایه آموزشی (مردود شدن) و هر نوع عدم تعادل رفتاری- آموزشی ناشی از غفلت در آموزش صحیح در پایه پیش دبستانی است. درحقیقت همه کودکان نیاز دارند تا پیش از ورود به مدرسه و یا بهتر بگوییم ورود به اجتماع،  آمادگی های لازم را کسب کرده و برای ورود به اجتماع حاضر شوند. مطالعات نشان می دهد سرمایه گذاری صحیح در آموزش پایه پیش دبستانی و انتخاب برنامه آموزشی با کیفیت بالا نه تنها باعث افزایش آمادگی و اشتیاق کودکان برای ورود به مدرسه و اجتماع می شود بلکه به صورت خاص، تاثیر بسیار مثبتی بر کودکان متعلق به خانواده های متوسط،کم درآمد و یا کودکانی که والدین آنها تحصیلات مناسب و بالایی ندارند(منظور تحصیلات دانشگاهی است) خواهد داشت. دکتر فریده ترابی میلانی معتقد است : همه کودکان دنیا بر اساس یک الگوی رشد ، دوران از تولد تا پنج سالگی را طی می کنند . علاوه بر این هر کودک به عنوان موجودی مستقل و منحصر به فرد نیز الگوی رشد خاص خود را دارد . حضور کودک در مهد کودک یا دورة آمادگی این امکان را فراهم  می کند تا ارزیابی دقیقی روی هر کودک انجام شود که آیا مطابق با سن خود ، مراحل رشد را طی  می کند یا نه ، تأخیر در رشد کودکان که می تواند زمینه ساز عقب ماندگی آن ها را فراهم کند در این محیط ها به سرعت شناسایی می شود و امکان بازپروری را فراهم می کند . به عقیده متخصصان اگر دستمان به ایده‌آل‌ها و‌آرمان‌های نقره فام در راه پرورش کودکان نمی رسد ، می توانیم به حداقل ها اکتفا کنیم .دکتر منصوره پاکباز روان پزشک و متخصص علوم توانبخشی ، به مادران و پدران توصیه می کند که هرگز برای خود یک ایده آل دست نیافتنی برای تربیت و پرورش فرزندانشان تعریف نکنند تا بتوانند با حقایق کنار بیایند . وی عقیده دارد : توصیة ما به پدر و مادرها که به بهانه نداشتن تمکن مالی به پرورش و آموزش‌کودکان زیر هفت سال بی توجهی‌می کنند این است که ، چگونه هیچ کس حاضر نیست فرزند 7 ساله خود را به مدرسه نفرستد و در هر شرایطی او را به یک مدرسه متناسب با شرایط زندگی اش می فرستد تا سواد بیاموزد پس درباره مهد کودک نیز باید این گونه عمل شود . شاید هنوز زمان اجباری کردن این دوره آموزشی به دلیل سازوکارهای اجتماعی و ساختار قوانین کشور فرا نرسیده باشد ، اما خانواده ها باید آگاه باشند که در این هنگام وظیفه آنهاست که نسبت به این موضوع در حد اجبارشان ، بر شتاب برای سواد آموزی فرزندان باید توجه کنند و مطمئن باشند که در همان حد هم مسؤلیت به عهده دارند . از طرفی این سؤال مطرح می شود که خانواده ها در ازای سرمایه گذاری بر آموزش پیش از دبستان کودکان خود ، شاهد چه بازتابی هستند ؟ دکتر ترابی روان پزشک نیز معتقد است : متأسفانه با روند غلط برخی از مهد کودک ها ، خانواده ها صرفاً شاهد حفظ کردن چند بیت و سرود ، چند آیه و سوره و حدیث یا نقاشی کردن از الگوها و شمارش از یک تا بیست به وسیله فرزندانشان پس از دوره مهد کودک هستند که اصلاً برای آنها مطلوب نیست. ولی آنچه مسلم است‌ بررسی بولتن‌ها و مقاله های علمی جدید ثابت می کند که حتی یک مهد کودک نه چندان مطلوب و ایده آل هم بهتر از نفرستادن کودک به مهد کودک است . اگر مهد کودک ها به مکان هایی جز " محل نگهداری " کودکان تبدیل شوند ، به عبارت دیگر به وظیفه اصلی خود که جامعه پذیری و تربیت صحیح کودکان و نه صرف نگهداری از آنان بدل شوند ، نسل کارآمد و شایسته ای را تحویل جامعه خواهند داد . از آن جا که رابطه کودک با دوستان و مربیان خود در مهد ، دوستانه است تأثیر پذیری و الگوبرداری از آنان در قیاس با محیط خانواده ، بیشتر است.  زیرا پدر و مادر با حالتی اقناعی و دستوری با کودک رفتار می کنند، او نیز این حالت اجبار وسلطه گری را در خانه احساس می کند ، چرا که دریافته است پدر و مادر ، بزرگ تر از او هستند . حتی گاهی اوقات احساس می کند که آنان به دلیل بزرگ تر بودن به او زور می گویند ، اما احساس کودک در مهد کودک به مربیان و همسالان خود احساس دوستانه و به دور از اجبار و زور است . به اعتقاد مربیان مهد کودک ، وظیفه مهم این مراکز آشنا کردن کودکان با هنجارها ، ارزش های جامعه و آموختن رفتار اجتماعی و نیز آشکار کردن استعدادهای نهفته در آنان است ، به طوری که در آینده با ورود به مراکز آموزشی و هنری ، این استعدادها هر چه بیشتر بارور شوند.در مهد کودک کودکان با فراگیری نقاشی ، شعر ، سرود ، بازی و .... با رویدادها و محیط اطراف خود آَشنا می شوند .کودک رفتارهای مورد پذیرش در جامعه را می آموزد . کودکانی که دوران کودکی را در مهد می گذرانند بهتر و راحت تر می توانند با محیط اطراف خود ارتباط برقرار کنند و درارتباطات اجتماعی خود کمتر به مشکل برخورد می کنند و نسبت به دیگر کودکان به مراتب ، جامعه پذیرتر هستند .مهد کودک برای کودکان به منزلة یک محیط کاملاً صمیمی و دوستانه است . لذا تأثیرپذیری کودکان در مهد کودک به مراتب بیشتر از خانه و خانواده است . اگر مربیان ، افرادی آموزش دیده ،کارآمد و متخصص در زمینه تربیت کودکان باشند خواهند توانست به بهترین شکل ممکن کودکان را تربیت کنند . در مهد کودک ، گروه های همسال محیطی را برای کودک فراهم می کند که در آن خود را بشناسد . کودک از طریق این محل های بازی می آموزد که پذیرفته شده و با دیگران شریک شود . از حقوق خود دفاع کند و به دیگران احترام بگذارد . بنابراین کودک از دنیای خود محور به مرحله اجتماعی شدن قدم می گذارد . بر خلاف تصور اکثر افراد ، مهد کودک فقط جایی برای بازی کردن نیست بلکه کودک در آن دائم در حال یادگیری است و توانایی های خود را توسعه می دهد . مثلاً وقتی او در اتاق بازی به بازی های نمادین می پردازد ، اطلاعاتی درباره خانه و خانواده به دست می آورد . نقاشی کردن و چکش کاری یا بازی با خمیر به رشد عضلات بازوها و دست های کودک کمک می کند که بعدها این امر او را در نوشتن یاری خواهد کرد . معایب مهد کودک :مهد کودک علاوه بر این مزایا ، معایبی هم دارد . از جمله این که ممکن است کودک شما در خانه ناآرام شود یا پرخاشگری کند که این مشکل را می توان با انتخاب یک مهد کودک مناسب و صحبت مداوم با مربیان مهد کودک جلوگیری کرد . کودکانی که زمان زیادی را در مهد کودک به سر می برند، غمگین و ترسو هستند اما این مشکل تا سن آمادگی از میان خواهد رفت . کودکانی که اوقات خود را دور از مادر و در مهد کودک می گذرانند ، پرخاشگرتر می شوند و مدت زمانی را کودک درمهد کودک می گذراند هر چه طولانی تر باشد ، احتمال این که هنگام رسیدن به سن کودکستان پرخاشگرتر شود بیشتر است.نیازهای آموزشی کودکان پیش دبستانی :مرکز بین المللی اهداف آموزشی آمریکا در آخرین نشست و بیانیه خود (در سال 2006) شاخص هایی را به عنوان ضروری ترین نیازهای آموزشی کودکان پیش دبستانی به منظور آموزش بهتر به آنها و آماده کردن کودکان برای ورود به مدرسه به این شرح اعلام کرد:1-آموزش مهارت های فیزیکی- جسمانی برای ورود به مدرسه:مانند نظافت شخصی، محافظت از خود و... 2-آمادگی عاطفی - اجتماعی3-استفاده از وسایل کمک آموزشی مناسب برای آموزش صحیح و عملی به کودکان4-آموزش زبان (زبان مادری و زبان دوم) با استفاده از بهترین شیوه آموزشی5-آموزش مهارت برقراری ارتباط با دیگران و ارتقای سطح توانایی های شناختی و اطلاعات عمومی کودکان شامل اطلاعات هنری، فرهنگی، علمی، اجتماعی و...95 درصد کودکان زیر 6 سال کشورهای پیشرفته دنیا تحت پوشش خدمات آموزشی قبل از دبستان قرار دارند و در ژاپن 98 درصد و در ویتنام 50 درصد است در حالی که در ایران تنها 7 درصد کودکان را شامل می شود. ویژگی های مهدکودک خوب:روان شناسان معتقدند که در یک مهدکودک خوب باید نسبت مربیان به کودکان 1 به 3 باشد.علاوه‌براین، فضای مناسب برای بازی‌کودکان‌وجود داشته باشد و بچه ها درگروه های کم تعداد بازی کنند. مربیان باید در زمینه رشد کودک و تعلیم و تربیت او خوب آموزش دیده باشند و بازی های مناسبی را برای کودکان تدارک ببینند.جدی گرفتن نقش مهد کودک ها در تربیت کودکان:انسان موجودی اجتماعی است، از زمان تولد تا واپسین دم حیات نیازمند دیگران است. در جامعه زندگی می کند، از آن تأثیر می پذیرد و بر آن تأثیر می گذارد.کانون خانواده ، نخستین نهاد اجتماعی است که کودک در آن پرورش می یابد و می آموزد که چگونه رفتار اجتماعی داشته باشد.در محیط های اجتماعی نظیر مهدکودک، نهادهای دیگری به جز خانواده در آموزش هنجارها و ارزش ها به فرزندان دخالت دارند و با افزایش سن کودک به مرور از نقش خانواده ها کاسته و بر نقش این کانون ها در الگودهی به شخصیت کودک افزوده می شود.مهد کودک ، برای بچه ها عموماً جذابیتی بیش ازخانه و خانواده  دارد و نیز نقشی بسیار اساسی و مهم درتربیت کودکان ایفا می کند.بنابراین برای به ثمر نشستن این نهال های ترد و شکننده و کمک به رشدِ صحیح آنان باید محیطی امن و عاری از هر انحرافی برای تربیت آنان فراهم ساخت.تأثیرپذیری کودکان در مهد به مراتب بیشتر از خانه و خانواده است. اگر مربیان، افرادی آموزش دیده، کارآمد و متخصص در زمینه تربیت کودکان باشند خواهند توانست به بهترین شکل ممکن کودکان را تربیت کنند.بسیاری از کودکان با رشد روزافزون تعداد مادران شاغل، بیش از نیمی از روز خود را در مهدها سپری می سازند و رفتارها، ارزش ها و الگوهای بسیاری را از این مکان ها کسب می کنند، حال این مربیان و مسئولان مهدها هستند که باید ضمن عنایت به وظیفه خطیرتعلیم و تربیت و بهره گیری از شیوه های مثبت و کارآمد، در ساختن نسل آتی کمر همت ببندند.  در تربیت اجتماعی به کودکان چه بیاموزیم ؟1-آگاهی با آداب و معاشرت ، تشریفات و آداب و سنن اجتماعی مثل بدرقه و استقبال2-پذیرش مسئولیتهای اجتماعی و شرکت در فعالیتهای اجتماعی3-نحوه شرکت در مجامع ، متکلم وحده نبودن درجمعها4-مقابله با نیازهای اجتماعی 5-عدم افراط و تفریط در رابطه با دیگران6-رعایت حقوق دیگران 7-گوش دادن به سخنان و استدلال دیگران ، عدم قطع حرف افراد8-خوشرویی و خوش رفتاری با مردم, تواضع در برابر مردم9-تزکیه نفس 10-حفظ بهداشت و آراستن خود برای ورود به اجتماعات11-به حساب آوردن ارزش دیگران و قبول موفقیت دیگران 12-روحیه مناسب برای همکاری با دیگران( برداشتن روحیه رقابت)13-احترام به انسانیت 14-گوش دادن به نظرات 15-پذیرش مسئولیت رهبری در کارهای گروهی 16-آگاه کردن برای مواجهه با مسائل زندگی , تفاهم ها , تضادها اساس آموزش این گونه مسائل درخانه و ازطریق رفتار والدین و همچنین در مهدکودک ها و مدارس از طریق آموزش مستقیم است .خواجه نصیر الدین طوسی در کتاب اخلاق ناصری  به پدران و مادران توصیه می کند که از همان آغاز کودکان خود را به کار و فعالیت وادار سازند تا با سردی و گرمی زندگی اجتماعی آشنا شده ، در بزرگی از مشکلات اجتماعی نهراسیده راه گریز در پیش نگیرند و برای زندگی اجتماعی آمادگی داشته باشند .نتیجه گیری : در پایان باید متذّکر شویم که مهد کودک نباید تبدیل به یک محل اجباری مثل مدرسه شود که کودک هر روز صبح زود مجبور باشد از خواب بیدار شود و به آن جا برود و این موضوع او را اذیت کند . کودک می تواند در هفته 3 روز به مهد کودک برود ، بهتر است رفت و آمد در ساعات مشخص باشد تا بدین گونه نظم را هم یاد بگیرد . با این که مهد کودک جای تعلیم و تربیت و محبت پدر و مادر را نمی گیرد ولی می تواند در رشد شناختی و اجتماعی کودکان تأثیر قابل توجهی داشته باشد . به هر حال در شرایط کنونی که نیاز به حضور فعال تر و مؤثرتر خانم ها در فعالیت های گوناگون اجتماعی به شدّت محسوس است ، نقش و کارکرد مهدهای کودک در تربیت فرزندان و آموزش اجتماع پذیری به آنان بیشتر اهمیت یافته است . از این رو باید استانداردهای لازم برای فعالیت این اماکن فرهنگی از سوی مسئولان مربوطه تعیین و تبیین شود تا از سویی مهد کودک ها ملزم به رعایت این استانداردها برای ادامه فعالیت شوند و از سوی دیگر خانواده ها با آگاهی از ضوابط ، مراکز مناسب را برای سپردن فرزندانشان شناسایی کنند .




    مطالب مرتبط

    لزوم افزایش آگاهی مربیان پیش دبستانی

    لزوم افزایش آگاهی مربیان پیش دبستانی

    مدیرکل آموزش و پرورش استان زنجان بر لزوم افزایش آگاهی مربیان پیش دبستانی تاکید کرد وگفت: مربیان دبستانی پیش باید از نیازها و روحیات کودکان تحت آموزش خودآگاهی پیدا کنند و این شناخت می‌تواند به ارائه خدمات آموزشی کودکان منجر شود.

    |

    نظرات کاربران